چرا شکستن حرمت معلمان ناهنجاری شناخته نمی شود؟
از تارنگار : محمود بهشتی لنگرودی
طی روزهای اخیر، مراسم آب پاشی چند جوان وکودک ، درپارک آب وآتش تهران قلب خیلی ها را به درد آورد وخون خیلی ها را به جوش .
رسانه های داخلی ازجمله صداوسیما این رفتار را نوعی هنجارشکنی تلقی کرده حتی اعترافات برخی بازداشت شدگان به نمایش گذاشته شد .
به عنوان یک معلم وفعال این صنف نمی توانم شگفتی خود را از رفتارانسان هایی که اتفاقاتی این گونه کوچک قلبشان را می لرزاند اما نسبت به وقایعی بسیار تاثر آور سکوت اختیار کرده اند ابراز نکنم .
از سال 85 وپس از تجمعات عدالت خواهانه ی معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی ،بلایای فراوانی بر معلمان نازل شد . معلمان در مقابل مجلس مورد ضرب وشتم قرارگرفتند .تعداد زیاد ی بعد از این تجمعات اخراج ، تبعید وزندانی شدنددرحالی که تنها گناهشان دفاع از حقوق همکاران وتاکید براجرای قانون مصوبه مجلس بوده است .اما هیچیک از این انسان های حساس ومسوول به دفاع از این قشر مظلوم برنخاست وفریادش به آسمان نرفت .
رسول بداقی و محمد داوری دومعلم زندانی هستند که از ابتدای دستگیری تا کنون حتی یک روز به مرخصی نیامده اند .ماه گذشته مادر رسول درگدشت این اتفاق دردناک می توانست بهانه ای برای آزادی یا حداقل مرخصی اوباشد اما برخلاف همه ی آن چه اخلاقیات می نامیم این اتفاق نیفتاد و او حتی از در گذشت مادر خود نیز بی اطلاع ماند .عبدالله مومنی ، علی پورسلیمان ، حسین طرقی جعفری ونبی الله باستان از دیگر معلمان زندانی هستند که علی رغم شعارهایی که در ارتباط با شان ومقام معلم در جامعه سرداده می شود کوچکترین مدارایی در حق آنان مشاهده نشده است .
تصاویر دردناک هاشم خواستار معلم بازنشسته ی خراسانی که دست ها وپاهایش به تخت بیمارستان زنجیرشده بود می توانست قلب هر انسان بی تفاوتی را به درد آورد اما انتشار این تصاویر پاسخی جز سکوت به همراه نداشت وهیچ کس این گونه رفتارها را ناهنجارقلمدادنکرد.
اما اجرای حکم 37 ضربه شلاق برای آقای سیاوش اسلامی ، دبیر دبیرستان های شهر ساری ، رزمنده ی سال های دفاع مقدس وعضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان مازندران را می بایست اوج این گونه حرمت شکنی ها نامید .
آیا زدن شلاق به یک معلم رزمنده آن هم با دهان روزه نباید به اندازه ی مراسم آب پاشی باعث خشم بعضی ها شود وفریاد وااسلاما یشان رابه آسمان ببرد ؟
وقتی احترام مسوولان به ملوانان متجاوزانگلیسی ودرعوض بی احترامی به همکاران فرهنگی را باهم مقایسه می کنم از خود می پرسم آیا روزی آن ها که باید به خود آیند بیدار خواهند شد؟